آدما رو شرایط عوض میکنه عجیبم عوض میکنه.من تا قبل اینترنی واسه تخصص دنبال ی رشته ی پر هیجان بودم.طب اورژانسی ، جراحی، قلبی چیزی

ولی الان مطمئنم امکان نداره حتی در آینده بهشون فک بکنم.بحث ترس نیست.بحث اون فرسایش روحی و جسمی هست ک تو این رشته هاس.اورژانسهاشونو بدو بدو هاشون.ینی تو بخش قلب من تمام مدت درحال بدو بدو بودم.بدو اورژانسمریضو بدو بدو ببر CCUبدو بدو برو دارخونه رتپلاز و اس کا بگیر.با پرستار دعوا ک زود باش.با بیماربر دعوا ک کجا موندی با سوپروایزر دعوا ک این چ وضعشه

خلاصه ک تو این رشته ها باید با آرامش خداحافظی کنی.و من مطمئن نیستم ک این اون چیزی باشه ک من برای ادامه زندگیم بخام.

اولین مریض DKA ک داشتم.دومین کشیک داخلیم بود.اورژانس بهم ریخته پرستار کار مریضمو درست انجام نمیدادخودم واسه تک تک داروهاش دویده بودم داروخونه.خودم واسه پرونده انتقال ب ICU ده بار دویده بودم پذیرش با پرستار دعوا با سوپروایزر دعوا ولی ب لطف گزارش پرستاری نوشتن پرستارا و زیربار مریض نرفتنشون و نیومدنای بیماربر مریض دیرتر از اونی ک باید رفت ICU و اتند محترم از من شاکی بود.منی ک تمام تلاشمو کرده بودمبقدری با همه بحث کرده بودم و دویده بودم اینور و اونور ک وقتی رسیدم ICU تمام بدنم از شدت خشم و عصبانیت میلرزید .انقدی ک پرستارا مسخره ام میکردن ک چقد حرص میخودی بابا و من میدونستم اونی ک مواخذه میشه منم ن چهارتا پرستار ک همه دغدغه شون گزارش پرستاریشونه(قصد بی احترامی ب قشر محترم پرستاری رو ندارم و پرستار خوبم کم ندیدم ولی پرستارای اورژانس بخاطر محیط کارشون معمولا عادت کردن ب بیخیالی)

و وقتی اتند محترم پاشو از اورژانس گذاشت بیرون من برای اولین بار توی اینترنیم با گریه از اورژانس زدم بیرون و ی دل سیر نشستم تو حیاط گریه کردم.بخاطر ترس از دست رفتن مریضعصبانیت از این سیستم مزخرف بیمارستان.همه چی.

ولی ازاتندم نازاحت نبودم .این اتند بدون شک یکی از بهترین استاتیدم بوده.و بیشتر هر اتندی ازش درس زندگی گرفتمازش یاد گرفتم تو این سیستم مریض برای جون مریضت باید بجنگیو از هیچی نترسی.اتندی ک مریض الکی نمیخوابونه .مریضو الکی نگه نمیدارهامید واهی ب هیچکی نمیده.اونقدی مریض نمیخوابونه ک خودشم حالش نذاره ویزیتشون کنه.خلاصه ک من همیشه مدیونشم.

دیشب ی مریض DKA داشتم تا خوده 7/5 صب ک کشیکم تموم میشد نشستم تو اورژانس ک از اسیدوز در بیاد.فقط شانس آوردم اون مسمومیته رو فرستادن مرکز مسمومیت وگرنه تا صب باید ی پام ICU میبود ی پام اورژانس.

خلاصه اینکه ادما عوض میشن.منم عوض شدم.و این روزا بیشتر از هرچیزی دلم آرمش میخوادو اگرم دلم هیجان بخواد هیجانی میخوام ک فقط زندگی خودمو تحت الشعاع قرار بده ن حیات و زندگیه کسی دیگه رو


مشخصات

  • دانلود + ادامه مطلب (منبع اصلی)
  • کلمات کلیدی: مریض ,اورژانس ,پرستار ,دعوا ,اتند ,محترم ,دویده بودم ,اتند محترم ,کرده بودم ,خودم واسه ,سوپروایزر دعوا
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارشدهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دانلود گزارش تخصصی معلم پمپ وکیوم روغنی VALUEتک مرحله 13.5متر LED iQ-hosh امیر حسین دامن دریا Headset DL ???? اِخبات ???? this page does not exist هر لحظه با تکنولوژی تولدم 26 دی